۱۵ شهریور ۱۳۸۸

چه باید کرد؟

در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.
میرحسین موسوی


...اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
۱. تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
۲. اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
٣. شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
۴. رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
۵. اعمال اصل ۱۶٨ قانون اساسی در خصوص تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به جرایم سیاسی با حضور هیئت منصفه
۶. تضمین آزادی مطبوعات، تغییر رفتار جانبدارانه صدا و سیما، رفع محدودیتهای اعمال شده برای برخورداری احزاب، گروههای سیاسی و نگرشهای مختلف از ارائه دیدگاههای خود در رسانه‌ها، به ویژه صدا و سیما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
۷. به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل ۴۴ قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
٨. تضمین حق اساسی مردم در تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‌ها با اعمال اصل ۲۷ قانون اساسی
۹. تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی

متن کامل بیانیه شمار ۱۱ میرحسین موسوی

۱۳ شهریور ۱۳۸۸

راهپیمایی قدس، زمانی برای ایستادگی

دعوت کروبی برای شرکت در راهپیمایی قدس

به گزارش تارنمای سحام نیوز، پایگاه خبری حزب اعتماد ملی، وی گفت که سران اصلاحات «طبق معمول هر سال» در راهپیمایی روز قدس شرکت می‌کنند.
آقای کروبی از مردم خواست در این راهپیمایی مراقب اوضاع و احوال باشند و از پرداختن به «شعارهای انحرافی» بپرهیزند.
برخی معترضان به نتایج انتخابات اعلام کرده‌اند که با شرکت در این راهپیمایی بار دیگر اعتراض خود را به آنچه «تقلب» در انتخابات می‌دانند، اعلام خواهند کرد.
آقای کروبی که در جمع اعضا شورای هماهنگی احزاب اصلاح‌طلب سخن می‌گفت، ادامه داد: «سران اصلاحات باید در هر زمان در کنار مردم باشند.»
وی افزود: «نباید مردم را در صحنه تنها بگذاریم و خود به مکانی امنیتی برویم.»

راديو زمانه

۱۱ شهریور ۱۳۸۸

۹ شهریور ۱۳۸۸

سبز یعنی ریشه در خود داشتن


سبز یعنی ریشه ی سلطان زدن
بی خشونت، بی شعار مرگ باد!
با گل و مل، بی گلوله، بی دهل
سبز یعنی دشمنم هم زنده باد!


سبز یعنی قطره قطره قطره با
اجتماع قطره ها دریا شدن
سبز یعنی انتهای تشنه گی
تا ابد سیراب با دریا شدن


سبز یعنی وحدت مرغان سی
نیست جز سی مرغ کس فریاد رس
آری، آن سیمرغ را گویم که شد
خار و خس در چشم آن مسکین مگس!


سبز یعنی یک بغل تدبیر سبز
دست بند سبز در دستان یار
سبز یعنی دست در دست نگار
" سبز یعنی استقامت تا بهار"*

شهریور 1388




:* تک مصراع از مجتبی کاشانی

در روز قدس قدرت مردم را خواهید دید

این بخش از سخنان آقای کروبی که به راهپیمایی روز قدس مربوط می شود بعدا از سایت "سحام نیوز" پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی برداشته شد:

"شما در روز قدس نیز بار دیگر قدرت مردم را خواهید دید و متوجه می شوید که مردم از چه فکر و اندیشه ای حمایت می کنند، زیرا مردم به قول شما خودشان می فهمند و درباره آنچه روی داده است داوری می کنند."

راهپیمایی روز قدس که هر سال توسط دولت سازمان داده می شود امسال ۲۷ شهریور برگزار خواهد شد.

معترضان که دولت تا کنون از دادن مجوز رسمی برای تجمع آنها خودداری کرده و هر گونه تجمع غیررسمی آنها نیز با برخورد شدید نیروهای امنیتی روبرو شده است، معتقدند باید برای ابراز مخالفت با دولت و اعتراض به نتایج انتخابات از فرصت راهپیمایی های دولتی استفاده کرد.

ایده شرکت در راهپیمایی روز قدس توسط مخالفان از چندین روز پیش در سایت های اجتماعی همچون "فیس بوک" و "بالاترین" مطرح شده بود.

BBC

۶ شهریور ۱۳۸۸

علی‌رغم تمام فشارها، در صحنه می‌مانيم

خاتمی:در راه ادامه اصلاحات پرداخت هيچ هزينه‌ای زياد نيست .
آيا اين بود آن چهره اسلام رحمانی؟
با اين رفتارها جای دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزش‌های انسانی نگذاشته‌اند.


محمد خاتمی در ديدار با اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات گفت اصلاح‌طلبان بايد با قوت در صحنه حضور يافته و به فعاليت خود ادامه دهند. وی تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام مردم در اعتراض به نتايج انتخابات به اغتشاشی که عامل بيرونی دارد را "اشتباهی بسيار بزرگ و توهمی‌ زيان‌بار وپرهزينه برای نظام" خواند. خاتمی در بخش ديگری از سخنان خود گفت: "آن چه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه‌های کذايی از سوی هيچ يک از علمای بزرگ دينی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهيختگان، جريان‌های مستقل سياسی و حتی افکار عمومی‌ مورد پذيرش و تأييد قرار نگرفته است و اين خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده است." خاتمی گفت: "بايد شائبه بی‌اثر شدن رأی مردم در نظام برطرف شود.

پارلمان‌نيوز

۵ شهریور ۱۳۸۸

Madame Tussauds

۳ شهریور ۱۳۸۸

۳۰ مرداد ۱۳۸۸

۲۸ مرداد ۱۳۸۸

هر ایرانی یک رسانه!

Every Bird A King



یک رسانه برای همه ایرانیان تنها یک شعار نیست.شعر هم نیست! یک آرمان ملی است. آرمانی دست یافتنی که به هم اندیشی بیشتر بسته است. دستان هم را به هم دهیم و این اندیشه ی ملی را بیروریم و به انجام رسانیم.



National Geographic September 2009

۲۲ مرداد ۱۳۸۸

جنبش همان رسانه است

این یادداشت دوست گرانقدر، مهدی جامی را بخوانید و نظر دهید. نقدش کنید و درباره اش بنویسید. در این باره و نیاز جنبش به رسانه و ارتباط متقابل رسانه و جنبش خواهم نوشت.

یکبار نوشتم که جنبش رسانه خود را می خواهد. هنوز ندارد. هنوز در تاسیس رسانه های جدید که عمدتا هم آنلاینی است گیج می زند. دو سه طرحی هم که به دست من رسیده برای ایجاد رسانه های بزرگتر و فراگیرتر بر پایه همان روشهای قدیم طراحی شده اند (یا همین روشهای قدیم! چون امر شایع است). تسلط روشهای عادت شده در رسانه پردازی حجاب بزرگی است که کنار زدن آن آسان نیست. قصد نقد این رسانه ها را ندارم. اینجا ندارم اما شاید بزودی در باره آنها نوشتم. رسانه موضوعی مهم است. مهم چیست بنیادین است. زیرا جنبش همان رسانه است.

آری جنبش همان رسانه است. نمی خواهم از یک یک یک شروع کنم که این داستان را به اندازه یک کتاب می توان تفصیل داد اما خوب است اشاره کنم که تغییر جهان دین مثلا که از تغییرات بزرگ در تاریخ است وقتی اتفاق افتاد که دین خطاب جایش را به دین کتاب داد. یعنی رسانه اش عوض شد. با یک جهش زمانی به مشروطه بیاییم و قرن گذشته. مشروطه رسانه اش خواندن بود. انقلاب اسلامی رسانه اش نوشتن بود و جنبش جدید با دوسویه شدن نوشتار شکل گرفت.

در مشروطه روزنامه خوانی نقشی مهم داشت. روزنامه البته رسانه مشروطه بود اما وقتی مردم بی سواد باشند روزنامه چگونه می تواند رسانه شود؟ این روزنامه خوانی بود که رسانه شد. یعنی افراد باسواد روزنامه را در جمع های مختلف برای مردم بی سواد می خواندند. محتوای این رسانه جدید و مفاهیمی که روزنامه با خود می اورد معنای جنبش مشروطه را می ساخت. روزنامه آغاز عصر آدم حساب کردن رعایا و تبدیل شدن آنها به شهروند بود. همین روزنامه بود که تکتولوژی چاپ را هم همزمان متحول می کرد یا این تحول را بومی می کرد. نظام رسانه ای از خط و دستنویس به حروفچینی و چاپخانه تغییر می یافت. برای همین روزنامه با مدرسه های جدید همراه بود و هر دو یکدیگر را تقویت می کردند. مدرسه و روزنامه هر دو از یک چیز خبر می دادند و آن آغاز سوادناک شدن همگان بود. روزنامه رسانه عصر باسوادی عمومی بود. مدرسه هم همان را دنبال می کرد.

در انقلاب سی سال پیش به همت بزرگانی مانند شریعتی و آل احمد و موج نویسندگان و دانشجویان و شاعران انقلابی و سیاسی و آرمانخواه نوشتن به رسانه تبدیل شد. اینجا دیگر مساله سواد عمومی حل شده بود. انقلاب 57 انقلاب باسوادها بود انقلاب تحصیلکرده ها بود. انقلاب کسانی بود که قلم برایشان به توتم تبدیل شده بود. قلم احترامی عظیم یافت. صاحب قلم بودن اعتبار بود. آل احمد جلال آل قلم خوانده می شد.

انقلاب 57 عصر شکوفایی کتاب بود. مقدمه اش هم کتاب بود و نتیجه اش هم کتاب بود. برای نسل من بوی کتاب نو و ممنوع و جلدسفید و آنچه در خرید و نگهداری و خواندن و بالیدن با آن تجربه می کردیم دوباره تکرار نخواهد شد. رسانه کتاب از زیر نگاه تیز و تند ماموران سانسور می گذشت و منتشر می شد و با صد گونه روش توزیع می شد و خریده می شد تا خوانده و بازخوانده شود. نظام مردمی رسانه کتاب چنان هوشمندانه رفتار می کرد که نظام شاهی را مستاصل کرده بود. میان ما و فروشندگان کدهای پنهان وجود داشت. نظامی از کدها و نشانه های تازه حاکم شده بود که بر اساس آن حرف هم را می فهمیدیم. کتاب رد و بدل می شد. پیام رد و بدل می شد.

تحول واقعی همیشه چنین است. راه خود را از میان هزاران مشکل که با دید عادی قابل گذر نیست پیدا می کند. زیرا این عادی نیست. عادت نیست. ماورای عادت است. خارق عادت است. خلاقیت است. نظامهای امنیتی و پلیسی همیشه رو به گذشته دارند. وقتی اتفاق افتاد در آیین نامه شان وارد می کنند که با آن چگونه باید برخورد کرد. اما آینده سرشار از ابداع است. آنها همیشه عقب می مانند. جنبش همیشه تیزروتر و چابک تر و پر انرژی تر و خلاق تر است. برای همین هم هست که غلبه می کند و آن نظام ها را با همه هیبت شان کنار می زند و به راه خود ادامه می دهد.

حالا جنبش تازه ای پیدا شده است. جنبشی که نتیجه یک حرکت آرام ده پانزده ساله و یک حرکت پرشتاب چند ماهه است. نطفه جنبش با ورود اینترنت بسته شد. حالا بزرگ شده و قد کشیده است. می گوید هر شهروندی یک رسانه است. حالا نوشتار دوسویه است. نویسنده خواننده هم هست. خواننده نویسنده هم هست. حوزه رسانه وسیع شده است. مالکیت رسانه عمومی شده است. هر کسی با یک دوربین عکاسی با یک موبایل با یک هندی-کم رسانه پرداز و خبرساز است. عصر مالکیت انحصاری دولت بر رسانه گذشته است. این معناهای بسیار دارد. جنبش به صدزبان دارد می گوید که رسانه تازه ای است. جنبش تازه ای است.

جنبش کنونی رسانه خود را باید با الهام از تغییر بزرگی که در رساندن پیام صورت گرفته بسازد. رسانه پیام است و در ان هم صورت معتبر است و هم محتوا. پیام امروز همان پیام دیروز نیست. رسانه امروز هم همان رسانه دیروز نمی تواند باشد. طرح نو باید ریخت. طرحی که تنوع جنبش را نمایندگی کند. طرحی که شهروند در آن محوریت داشته باشد. طرحی که دوسویه بودن را به رسمیت بشناسد. این را هم قدیمی ترهای رسانه ای باید بسرعت بازشناسند و در طرح های رسانه ای خود به کار زنند هم سیاستمداران آن را بشناسند و به جا آورند. زیرا وقتی رسانه تغییر کرده باشد ناگزیر و حتمی است که سیاست و دولت هم تغییر می کند. به عقل و تدبیر و راه شناسی یا به جبر موجی که سیل می شود. قدرتی نمی شناسم که بتواند در برابر تغییر رسانه و پیام با همان روشهای قدیم و پیام های کهنه به حیات ادامه دهد. این بوی کهنگی که ما را آزار می دهد و شنیدن حرف و خبری که دیگر به یاوه نزدیکتر است ناشی از همین نیاز عمومی به ساختن رسانه ای است که امروز را نمایندگی کند و پیام امروز را. رواج دروغ در رسانه های رو به زوال هم نشانگر کور شدن صاحبان رسانه برای تشخیص راه از چاه است. آنها در فقر اندیشگی و رسانگی خود چون راهی به پیام نو و راست و واقعی نمی برند چیزی برایشان جز دروغ نمی ماند. دروغی که مثل زباله از پشت بام بر سر پیام آور خالی کنند. یا سنگی که پرتاب می کنند تا چشمی و دندانی را هدف بگیرد. آنها تبدیل به سنگ اندازان به پیام آوران جدید می شوند. سنگی که ممکن است دندان ایشان را بشکند اما پیام را نمی تواند شکست. پیام پیام است ولو از دهانی با دندان شکسته شنیده شود.
سیبستان

۲۱ مرداد ۱۳۸۸

تجاوز

۲۰ مرداد ۱۳۸۸

ییشنهاد تحصن نخبگان

به‌ نظر می رسد هنوز هم با توجه به یاس شدید و بی اعتمادی مردم به نظام و بدتر از آن بدبینی و خشم بی بازگشت آنان نسبت به رهبر کنونی نظام و فقیهان حامی اش و ناامیدی به استقامت رهبران جنبش سبز و تردید در تداوم وفاداری شجاعانه شان به ملت، تنها راه پرهیز از خشونت، وادار کردن حکومت به مراجعه دوباره به آرای مستقیم آنان از سوی رهبران جنبش و نخبگان مورد عتاب رهبری است. اما با توجه به زیر بار نرفتن رهبر که خود را به نابینایی و ناشنوایی زده است. نه توصیه ی دوستان قدیم را می شنود و نه جنبش سبز ملت را می بیند، در چنین وضعیتی تنها راه رسیدن به اهداف برگزاری چنان انتخاباتی فشار بیشتر بر او و کاری عملی مثل تحصن همگانی این رهبران و نخبگان اعم از همگامان هنوز به زندان نیافتاده ی اصلاح طلب و حتی اصولگرای میانه روی آنان از خاتمی و هاشمی تا ناطق نوری، مراجع تقلید، اعضای برجسته ی روحانیون مبارز، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، ملی مذهبی ها و جبهه مشارکت و دفتر تحکیم و سایر گروه ها و سندیکاهای دانشجویی و کارگری و روزنامه نگاری و اساتید دانشگاه ها و... تا اعلام تضمین لغو نظارت استصوابی و اجازه ی برگزاری انتخابات مجلس خبرگان تنها راه واقع بینانه ی رهبران متعهد به جمهوری اسلامی جنبش سبز است.
کمترین نتیجه ی چنین فشار حداکثری می تواند رسیدن به درخواست حداقلی برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری باشد. هرچند رسیدن به درخواست های اولیه تحصن نیز در صورت سنگینی وزن شرکت کنندگان در تحصن بعید نیست. بهتر آن است تا وقت باقی است و ملت صبور با الله اکبرهایشان به این رهبران وفادار مانده اند، آنان نیز وفای به عهد کنند و تا آخر با آنان بایستند. این آخر، همانا ایستادن در برابر زورگویی رهبری است و نه عقب نشستن هر روزه از مواضع ییشین. اگر نگران ریختن مردم به خیابان ها و ریختن دوباره ی خون آنانند راه همان است که ییشنهاد شد! به نظر می رسد کوتاه آمدن از برگزاری مراسمی مثل نماز جمعه به بهانه ی یرهیز از خشونت با همه ی درستی و واقع بینی اش شاید لازم، اما کافی نیست.
رهبران چه بخواهند و چه نخواهند جنبش سبز ملت نشان داد که هر چند ترجیح می دهد زیر بیرق رهبران به مبارزه بایستد، اما بی رهبران نیز بر جا نمی نشیند! تحصن رهبران و نخبگان به شرحی که ییشنهاد شد اتمام حجتی خواهد بود که مسئولیت های بعدی مقاومت رهبر در برابر حق خواهی جنبش سبز و خشونت های ناگزیر بعدی را تماما متوجه وی خواهد کرد.

۱۷ مرداد ۱۳۸۸

خیلی خیلی زود !



قدرت مندان مطلق خواه همیشه فکر می کنند قدرت چون به دست دیگران افتاد،تباهی می آورد و تا در دست آنان است همه چیز رو به ییش است! اما نمی دانند این آنان نیستند که بر قدرت سوارند و قدرت مطلقه همه جا یک منطق دارد و آن سوار بودنش بر آدمی است. با این سواری گرفتن از آدمی، وی را با حریص کردن نسبت به خود، به عقل بی اعتنا می کند و این بی اعتنایی بدانجا می انجامد که باید. ( نباید!)
این روزها خیلی بیشتر از آنکه به روزهای آخر حکومت یهلوی و ابراز ندامت شاه و خروج بخردانه
وی از ایران فکر کنم رفتار لجوجانه ی خامنه ای مرا به یاد روزهای آخر صدام حسین می اندازد. گفته اند صدام بی ابراز ندامتی، قرآن در دست یای چوبه ی دار رفت و با چشمان باز « خیلی خیلی زود مرد »*! نخستین ییام اعدام شتابزده ی صدام اما ــ بی آن که بخواهیم از غیر انسانی دانستن نفس تراژیک اعدام بگوییم ــ، هشداری است که سرانجام گریبان قدرتمندان مطلقه کوچک و بزرگ را خواهد گرفت. چه در لباس فاخر نظامی،چه با ییراهن و کراوات تکنوکراسی و چه ملبس به لباس به ظاهر مقدس روحانیت. چه شاهین قدرت مطلقه ی این قدرت مند از شیطان فرمان گیرد و چه خود را منسوب به قدرت باری بداند، « خیلی خیلی زود [ خواهد ] مرد!»

*موافاک الربیعی یس از مشاهده ی مراسم اعدام