۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ه‍.ش.

در دفاع از حق تعيين سرنوشت مردم

سخنی درباره انتخابات

بيست و نه سال پيش در دفاع از حق تعيين سرنوشت مردم و حق حاکميت دمکراتيک با مجلس خبرگان
به مخالفت برخاسته و انحلال آن را مطرح کردم. به باد افره اين گناه بزرگ به حبس ابد و محروميت از کليه حقوق اجتماعی و انسانی و از جمله ديدار فرزندان دلبندم محکوم شدم.

کارنامه سراسر تاريک و خونين حکومت اسلامی که برگ برگ آن انباشه از جنايت، اعدام، شکنجه، فقر، فساد، اعتياد، تحقير، تورم، ريا و فريبکاری است، بزرگترين دليل درستی تشخيص و اقدام در مخالفت با نظام سياسی برآمده از مجلس خبرگان می باشد.

من تشکيل مجلس موسسان منتخب مردم و تصويب قانون اساسی مترقی و دموکراتيک را ضرورت خروج از اين بن بست استبداد و ورود به دنيای آزاد و دمکراتيک می دانم و همچنان معتقد هستم که بدون تشکيل مجلس موسسان شرايط انتخابات آزاد و سالم فراهم نخواهد شد. به همين دليل انتخابات جمهوری اسلامی وسيله ای است برای سرپوش گذاشتن بر چپاول و غارت ثروتهای ملی و مصادره حق تعيين سرنوشت ملی.

انتخابات جمهوری اسلامی ايران، آزادی های مدنی، اجتماعی و سياسی را محدود کرده و در مقابل دامنه‌ی فقر، فساد و اعتياد را گسترش می دهد. در فاصله انتخابات مجلس هفتم تا به امروز قيمت مسکن و مايحتاج معمولی مردم چندين برابر شده و نرخ تورم و بيکاری افزايش يافته و چشم انداز آينده، تاريک و تاريک تر شده است.

در هر ثانيه از حيات مجلس هفتم و مجالس قبلی، هزاران نفر به زير خط فقر سقوط کرده و در دام اعتياد و فساد گرفتار آمده اند. اينهمه، در شرايطی است که قيمت نفت به بالاترين سطح خود رسيده است. بدون شک چپاول‌گران و غارتگران برای تداوم حيات ننگين خود و خلق معجزه هزاره سوم و... خود نيازمند انتخابات نمايشی و نمايش انتخاباتی می باشند. ولی ملت مبارز ايران نشان داده است که از تجربه تاريخی و آگاهی سياسی کافی برای گريز از اين دام ها برخوردار است.

من مطمئن هستم که ملت ايران در برخورد با روز ۲۴ اسفند تصميم شايسته اتخاذ خواهد کرد. عدم شرکت در بازی سياسی حاکميت، يک نافرمانی مدنی و بيان عقيده به شيوه مسالمت آميز می باشد. به عنوان قديمی ترين زندانی وجدان و عقيده در ايران، بر اين باور هستم که اگر نافرمانی مدنی به شيوه قابل فهم برای افکار عمومی جهان صورت گيرد مسير دستيابی به حق تعيين سرنوشت را هموارتر خواهد کرد. به همين منظور به نظرم می رسد که علاوه بر حرکت سياسی، يعنی خودداری از مشارکت در انتخابات، می بايست به فعاليت ايجابی نيز مبادرت ورزيد. همچون صدور اطلاعيه و بيانيه، عدم حضور در مراکز رای گيری، رفتن به مسافرت، تجمع در مراکز تفريحی، ترجيهاً در خارج از شهرها، پوشيدن لباسهای تيره و به طور کلی با استفاده از ابتکارات فردی بايد نافرمانی مدنی را به صورت عينی بازتاب دهيم.
عباس اميرانتظام
۱۹ اسفند ۱۳۸۶

هیچ نظری موجود نیست: