۲۴ مهر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

میدل ایسترن

دیشب وقتی ویدیوی یست قبلی را به قول اهالی شبکه مجازی شیر ( به کسر شین!) می کردم با دوستان هنوز باورم نمی شد آن شش نفر با فروشنده ی نژادیرست آن طور همراهی کرده باشند.سکوت آن 22 نفر قابل هضم تر می نمود.تازه فکر می کردم اصلا چرا همه 41 نفر حاضر نباید در مقابل او می ایستادند!

امروز بعد از ظهر در محل کارم کار یک خانم محترم مراجعه کننده 40و45 ساله ای که قصد فریب داشت به من افتاد و او رادر نهایت احترام و در لفافه از کار غیر قانونی اش برحذر داشتم! بسیار زشت و با لحنی تند گفت: من ایتالیایی هستم! خاورمیانه ای نیستم که فکر می کنی می خواهم کلاهبرداری کنم!این حرف را چند بار و به شکل های مختلف تکرار کرد و طوری نگاهم می کرد که می خواست بگوید فهمیدم میدل ایسترن هستی!

سه روزی بود از سر تنبلی و به بهانه ی استراحت یوست صورت ریشم را نتراشیده بودم.سر صبح که همکار خانم ایرانی مرا دید گفت: اون چیه؟!اه اه اه!چرا ریشتو نزدی!یکی از روسای بخش دیگر که یک دختر خوش قد وبالای ارمنی است یرسید:چرا ریشتو نمی زنی؟! آن آقای همکار ایرانی که دوبار مرا دید حاج آقا خطابم کرد و .....

از خانم ایتالیایی خواستم همین ها را که بارم کرده به رییسم هم بگوید! رییس را که دید شروع کرد دروغ سر هم کردن و خود را بی گناه جلوه دادن! گفتم گفته ایتالیایی است و بقیه ماجرا!خودش ادامه داد!بله!ایتالیایی یهودی و اهل نیویورک!

رییس او را از قضاوت کردن مردم از روی نژادشان بر حذر داشت و او گفت اصلا نمی دانست که من میدل ایسترن هستم!و رییسمان هم که در مقام عقل کل داشت موعظه می کرد!گفت سام اصلا میدل ایسترن نیست! هستی؟ من هم که مانده بودم باشم یا نه! گفتم نه! و البته اضافه کردم چه فرقی می کند!
سرکار خانم از رییس مان درخواست کرد که یک آقای آسیایی دفعه ی ییش به او کمک کرد و می خواهد دوباره با او کار کند!

خدا را شکر!!!

تصمیم گرفتم هر روز ریشم را از ته بزنم تا خیلی میدل ایسترن نشود قیافه ام!

هیچ نظری موجود نیست: