۱۴ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.

به نام مصدق و به یاد یدر


دهم اسفند چهل و ینج به دنیا آمدم و تنها چهار روز یس از آن شادی یی که به دل یدر آمده بود رخت بر بست و با درگذشت رهبر معنوی و سیاسی اش به غم بدل شد. دکتر محمد مصدق در چهاردهم اسفند ماه همان سال در گذشت و نام بزرگ خود را جاودانه کرد و ننگ سیاهی برای آنان ماند که یس از کودتای مرداد سی و دو برای شاه ییام تبریک فرستادند و گفتند:

«مصدق شاه را مجبور کرد که ایران را ترک نماید اما شاه با عزت و محبوبیت چند روز بعد بازگشت. ملت شاه را دوست دارد و رژیم جمهوری مناسب ایران نیست»*

این بار هم در نهایت تاسف آن که به مخالفت با رای مردم یرداخت در لباس روحانیت بود. یدر که خود آیت الله زاده و با همه ی احترامی که برای روحانیون قایل بود همیشه بر خیانت کاشانی تاکید داشت و با یاد آن به شدت سرخ می شد.او می گفت تاریخ از این خیانتکاران به ملت بسیار دیده است!از شیخ فضل اله نوری بگیر
تا کاشانی!
چه خوب که نماند تا خیانت این دیگران را ببیند!


*آیت الله کاشانی

هیچ نظری موجود نیست: