۲۷ اسفند ۱۳۸۸ ه‍.ش.

آدم مودبی که بالای درخت ماند!


در مثل مناقشه نیست! افاضات اخیر آن برادر "روزنامه نگار خارج نشین" جناب مستطاب... آدم را به یاد "داستان بارون درخت نشین" ایتالو کالوینو می اندازد. با این تفاوت های فاحش که بارون داستان کالوینو یک بارون تمام عیار بود. شیوه‌ی زیستنش _ با درخت نشینی اش_گرچه دیگر کوچکترین همانندی با زندگی مردمان نداشت اما فاصله گرفتنش از زمین برای دوری جستن از مردم و خود را بالاتر و برتر دیدن و تهمت زدن به آنها نبود بلکه در جست و جوی میدان دید گسترده تری بر روی درخت بر می نشست تا بهتر و باز تر ببیند. تفاوت ها را بشناسد تا درست تر قضاوت کند و به آن چه به آن اعتراض داشت عمل کند.اما "روزنامه نگار درخت نشین" امروز ما _ که هنوز بعضی ها به عیار روزنامه نگاری اش شک دارند _ نه این که بر درخت تو گویی بر « برج عاج» نشسته باشد با این فاصله ی مجازی ذهنی خود را بر آسمان ادب می نشاند و ملتی را به بی ادبی متهم می کند چرا که جوانانی به قول ادیبانه ی خود ایشان رهبر جمهوری اسلامی را در شعار های چهارشنبه سوری به "قوادی" متهم کرده اند و "خودنویس" هم این بی اخلاقی را اینچنین بی ادبانه با یک "کش و سه نقطه" اشاعه داده است!...

... یکی نیست بدون استفاده از ... و هرگونه حرف و کلمه و نقطه ی زشت دیگری به این بارون بگوید که وقت آن رسیده از درخت کم بینی و زیاده نویسی یایین بیاید و کمی به خودش استراحت بدهد؟!





متن کامل یادداشت در خودنویس

هیچ نظری موجود نیست: