غم نانم اگر می گذاشت
در آستانه ی تولدت
شعری می گفتم
به قافیه ی عشق و
وزن زمان
شعری می گفتم
به روشنایی تن تو
بی تابی میان تردید و
تسلیم
شعری می گفتم
شعر،
کاری می کردم
کارستان
غم نانم اگر می گذاشت!
۳ فوریهٔ ۲۰۱۰
برای تویی که نمی بينمت
.
سام الدين ضيائی
.
13:30
اشتراک در:
نظرات پيام (Atom)








0 دیدگاه:
ارسال يک نظر