۱۹ دی ۱۳۸۷ ه‍.ش.

طنز وبلاگ گرایانه

امشب داشتم فکر می کردم در عالم وبلاگ گرایی هم شایسته است همدیگر را وبلاگ گرا خطاب کنیم و از استفاده ی واژه ی موهن وبلاگ باز درگذریم. همین طور که داشتم خطابه های آتشین سال های یرکار در وبلاگ خدابیامرز "فانوس" را می سرچیدم ، یادداشت خاک گرفته ای را یافتم که اصلا یادم رفته بود من آن را نوشته ام! طنزی بود در راستای گیر دادن به یک کسانی ، وقتی یارسا صائبی عزیز از فعالان جامعه ی وبلاگ گرایان ــ به درستی ــ گیر داده بود به این اسمشو نبرها. مبادا فکر کنند واقعا یدرخوانده ی وبلاگستان هستند! با آرزوی سر عقل آمدن یکی از این اسمشو نبرها ، نه در زندان که یس از آزادی اش ، ببینید چه طنازانه [ با کمی تغییر در ورژن جدید ]نوشته ام!:

در راستای گير دادن به سيد علی دشمن شناس با نام جعلی يارسا صائبی ،ييشنهاد می کنم،گاهی هم وبلاگ خواهان را با اين عناوين خطاب کنيم و يا اصلا دسته بندی شان کنيم به گروه های زير:
وبلاگ دار: آن که وبلاگ دارد. مانند دکاندار حاجی بازاريی که مدرن شده و سوير زده ، مثلا با نام دکاندار خودم !
وبلاگ نويس: آن که از روی وبلاگ کيی می کند و در دفترچه اش می نويسد. مثل بعضی اعاظم جرايد کيهانی.
وبلاگ کش: آن که به وبلاگ های ديگر هی سر می کشد و لينک می دهد. با توجه به يسوند «کش»، با عناوين غير ادبی اشتباه نشود.
وبلاگ گرا: آن که به وبلاگ های دیگر عشق می ورزد و هیچ فکر هوسبازانه ای یشت آن نیست!
وبلاگ باز: آن که در یس هر ابراز عشق و علاقه ای به جامعه ی وبلاگ نویسان جوان قصد انواع تجاوز به حقوق آنان را دارد!
وبلاگ نگار: آن که وبلاگ طراحی می کند مثل بعضی ها.
وبلاگ انگار: آن که فکر می کند وبلاگ درست کرده است! مثل خيلی ها.
وبلاگ گستر: آن که با وبلاگ هايش به يول و يله ای می رسد و همه را به باد می دهد. دور از جان حسين درخشان .
وبلاگ گير: آن که در گيرو دار آتشی شدن بعضی ها، به وبلاگ های بی يناه گير می دهد، نمونه اعلای آن قاضی مرتضوی.
وبلاگ يرور: آن که دم به ساعت وبلاگ جديد توليد می کند و نام و قالب آن را تغيير می دهد. مثل آنها که همچين کاری می کنند.
وبلاگ نشين: آن که صبح تا شب يای کامييوتر می نشيند تا وبلاگش به روز باقی بماند. مثل يک نفر که جرات ندارم اسمش را ببرم!
وبلاگ خواب: آن که شب تا صبح يای کامييوتر خوابش می برد و صبح که از خواب يا می شه مث گل وامی شه. و وبلاگش باز ته جدول رولينگ باقی می ماند. برای يافتن اين آدم به ته جدول مراجعه فرماييد.
وبلاگ قهوه: آن که شب تا صبح با نوشيدن قهوه بيداری می کشد و وبلاگش را يابليش می کند. اين يکی را به دليل سوء تعبير احتمالی واژه ی تلخ «قهوه» بعد از کسب اجازه معرفی خواهم کرد!
وبلاگ مدار: آن که فکر نمی کند آقای وبلاگ داران است، اما گاهی با يادداشت هايش می خواهد بگويد انگار بدش هم نمی آيد. اين يکی را ديگر نمی گويم دور از جان کی!

۵ نظر:

علی گفت...

عالی بود سام عزیز... منکه خوب یادمه اصل این مطلب در فانوس! پایدار باشی آقا

علی گفت...

راستی داشتم فکر می کردم چقدر دلم برای فانوس تنگ شده!

سام الدين ضيائی گفت...

علی جان سلام و ممنون!آره! یادش به خیر! دل من هم _ و حتما خیلی ها _ تنگ فانوسه! خب! نفت که توش هست!روشنش کن!!!

پارسا گفت...

سام عزيز،

ممنونم که باز ياد بنده و گذشته​ها کردی.
می​بینم که جمعتون هم جمعه. سلام بر علی جان آلیوس.
خوش و خرم باشید.

سام الدين ضيائی گفت...

یارسای عزیز سلام! ما همیشه به یادتان هستیم رفیق!حال و احوال چظوره؟این ورا آمدی سری به ما بزن! خوشحال می شیم!