۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ه‍.ش.

تضاد دیالکتیکی _ انتخاباتی سروش!

استاد گرانقدر حوزه ی معرفت شناسی، دکتر سروش در آخرین ییغام سیاسی خود به دفتر تحکیم وحدت با اشاره به این که " دانشجویان هم چون آحاد دیگر مردم حق، بلکه تکلیف دارند که در این مسابقه عظیم انتخابات شرکت ورزند و وام خود را به عدالت بگذارند و امانت رای را به اهلش بسپارند." گفته است:

"در این گذرگاه تنگِ عافیت، جریده نمی باید رفت، و در این بازی بزرگ به تماشا نمی توان نشست. لذا گزینش باید کرد و کسی را باید برگزید که کاری می کند اما نه بهترین یا بزرگ ترین کار را، وعده می دهد اما نه وعده های بزرگ و چراغ می افروزد اما نه چراغ آفتاب. وعده های سیل آسا و آبیاری قطره چکانی؟ سخاوت در سخن و خسّت در عمل؟ هیچکدام. بل جویی و آب روانی، شمعی و شعله لرزانی تا شمع های دیگر یک یک فروزان شوند و جوی های دیگر یک یک روان.

کسی را برگزینید که نه سفاهت می پرورد و نه خرافه می گسترد. نه جلوه می فروشد و نه عشوه می خرد. کم می گوید اما راست می گوید، گام کوچک بر می دارد اما استوار بر می دارد. از عمل سیراب می شود نه از خطابه. پاسبان آزادی است نه فقط عاشق آن و اهل عدالت ورزی است نه عدالت سرایی. از او بخواهید نه فرهنگ بسازد و نه تئوری بپردازد، بل پاسبانی کند تا دیگران باغبانی کنند. با دشمنان مدارا کند و با دوستان مروت. با مخالفان کرم ورزد و با موافقان عدالت. نقد را که تقوای سیاست است برتابد و نقادان را برتر از مُنقادان بنشاند. جوانی و زیبایی را گناه نداند و نشاط و عیش و تنعم را عین عبادت بشمارد."


صد شرط گفته است که نیم آن را در نامزد های کنونی نمی بینی و بعد هم خواسته است تا " از او یک وعده و صد وفا بخواهید، نه صد وعده و نیم وفا."!!!

و اینجا را یکی به میخ زده و یکی به نعل! مثل یار قدیمی اش میر حسین همه ی گناه گذشته و درگذشتگان را به گردن قوه ی قضا انداخته و گفته است:
از طلب آزادی کوتاه نیایید که همه فضیلت ها در اوست و از فساد قَضا غافل نشوید که همه مصیبت ها از اوست.


سروش ابتدای نامه را هم با کلام منتسب به خدا آغاز کرده است: فرمان خداوند است که امانت را به اهلش بسپارید و داوری به عدالت کنید.

این گونه؟!!!

۲ نظر:

سعید صحرایی گفت...

سروش ... اين هم حكايتي است.
تشبيه تحريمي‌ها و چاه كن اش را خوانده‌ايد؟
هرچه فكر مي‌كنم مي بينم مثالي كه مي‌زند بيشتر به شركت كنندگان مي‌خورد!‌
امروز هم ديديم كه استاد چگونه از كوره در رفت و قلم را آلود...

سام الدين ضيائی گفت...

سلام بر شما و سیاس... بله! چاه کن هم آنانند نه تحریمیان! مشکل آنجاست که اینان هنوز هر ایستادگی در مقابل نظام را بر نمی تابند!