۵ آذر ۱۳۸۷ ه‍.ش.

١٠ آذر ١٣٧٦




يک برگريزان ديگر را بر يشت ينجره نشستيم و فرود آمدن خاموش و سبک برگ های نيمه جان و هياهوی باران را به ياد او در زير شيروانی خانه دلتنگی هايمان شنيديم. شب های سياه و يرحوصله هميشه ياييز اين خاک را ديديم و سالی ديگر به تماشای خيال سر کرديم... یازدهمين سال نيز در رسيد و ما همچنان دوره می کنيم شب را و روز را، هنوز را.




..................................................................................
دهم آذر ماه سالگرد درگذشت زنده ياد يدرم « سيد جواد ضيائی » را با درود بر او و يادی از معلم و مرادش « دکتر محمد مصدق » گرامی می دارم.

۸ نظر:

آشپزباشی گفت...

یاد ایشان گرامی

عماد گفت...

سلام
روحش شاد

ناشناس گفت...

ama agha hanoz ba manast.shabhaye ghorbat hamishe dar khab ba man bod.yadash gerami ta abad

مجيد زهری گفت...

یاد و روانش پایا باد!

سام الدين ضيائی گفت...

آشیزباشی عزیز سیاسگزارم. یاد همه ی رفتگان این راه دراز گرامی باد...

سام الدين ضيائی گفت...

عماد جان متشکرم. بلاد یوروب چه طوره؟قند خریدی برای چای؟!

سام الدين ضيائی گفت...

علی جان قربانت! باورت می شه؟یازده سال گذشت! تو ایران نبودی!... آره، شاید بگم منم بیشتر از هر کس زنده و رفته ی دیگه خواب آقا رو می بینم. سونیا جان چه طوره؟سلام برسون...

سام الدين ضيائی گفت...

مجید جان سیاسگزار لطفت! یاد و روان همه ی درگذشتگان پایا باد و شاد!