۲۲ شهریور ۱۳۸۸ ه‍.ش.

محمدرضا جلایی پور آزاد شد


دوست و همکار گرانمایه ام، جناب حمید رضاجلایی یور عزیز،
آزادی فرزند برومندتان را به فال نیک گرفته و آزادی ایران و ایرانیان را از زیر یوغ استبداد دینی آرزومندم. گفته اید می خواهند مچاله تان کنند! اطمینان راسخ دارم که همچون یسر آنچنان سترگ و ستبرید که مچاله نمی شوید و حسرت آخ را بر دل ولایت استبداد خواهید گذارد. کاش بودم و آن روز را که نزدیک است به چشم می دیدم و در هیئت تحریریه ای، جایی ، شاید دفتر کریم خان و یا مفتح در کنار دیگر دوستان و همکاران جشن آزادی می گرفتیم و به آزادی قلم می زدیم! در بهار، دوران امروز، بنیان و توسعه و آیینه! در جامعه!
کاش آن روز در ایران باشم!

BBC

هیچ نظری موجود نیست: