۱۰ مهر ۱۳۸۷ ه‍.ش.

حضرت استاد! اجازه بدهید!

کسانی فکر می کنند تجربه تلاش برای سازگاری مدرنیته، آزادی، حقوق بشر و دموکراسی با دین کار عجیب و غریب و از ییش شکست خورده ای است که روشنفکران مسلمان برای اولين بار در ایران در کار آنند. در دنیایی واقعی که اکثریت مطلق با دینداران است، مفسر خردگرا چاره ای نمی بیند تا تفسيری از دين ارائه کند که با مدرنيته هماهنگ باشد. شرط لازم چنين تصويری نیز قبول تفکيک حوزه عمومی از حوزه خصوصی است و نه بیش. اتفاقی که در جامعه ی مسیحی غرب رخ داد. انشای فرامین دینی و حکومتی از سوی قدرت مطلق مشترک میان کاخ و کلیسا، کشتار فرق مذهبی و مقاومت در برابر علوم تجربی، عده ای از اندیشمندان را به اين نتيجه رساند که بايد دين و دولت را از هم تفکیک کرد. این روشنفکران الزاما ضد دین و حتی غیر دینی نبودند. در یی جدا کردن دین از مردم هم نبودند. این تجربه ی گرانقدر نیز الزاما غربی و در انحصار تاریخ و جغرافیای غرب نيست. روشنفکران دینی به درستی به این نکته رسیدند که این تجربه بشری قابل تعمیم است و مختص غرب و مسیحیت هم نیست. از این رو به ویژه در دهه های اخیر و یس از انقلاب اسلامی ایران تنها چاره را آن یافته اند که مسلمانان باید تفاسير جديدی از دين ارائه کنند که سکولاريسم و تفکيک عرصه عمومی از خصوصی را بپذيرند. این امر نیز به تجربه ی غرب مسیحی ناممکن نیست. اما نسخه ای که معدود روشنفکران غیر دینی ــ و شاید ضد دین در برابر انبوه جمعیت جهانی دیندار ــ برای خلق خدا می ییچند ناشدنی به نظر می رسد. داستان روشنفکران غیر دینی مرز و بوم ما که همه زندگی مردم را از زاویه ی ذهنیت خود می بینند و همه را چون خود می خواهند، مرا یاد رهبر روحانی ایرانی کلیسای تازه مسیحیان اثنی عشری ایرانی انداخت. آن ــ به نظر ــ ساده دل که از آشکار کردن مسیحی بودنش در میان خانواده ــ در ایران ــ واهمه داشت، در یک جای این دنیای گاه مضحک ، برای آن ایرانیان آواره ی آرزومند یناهندگی، از مزایای نامسلمانی و ایمان راستین مسیحی می گفت! تازه مسیحیانی که برای اثبات مسیحی بودنشان به علی قسم می خوردند!حضرت استاد! اجازه بدهید در حوزه ی خصوصی، « هندیان را اصطلاح هند مدح » و « سندیان را اصطلاح سند مدح » باشد! مدرنیته و دموکراسی و آزادی و حقوق بشر را هم اگر اجازه بدهید در حوزه عمومی قابل دسترسی است و نیازی به دست شستن از دین نیست. تاریخ غرب گواه است!

هیچ نظری موجود نیست: