۸ تیر ۱۳۸۸ ه‍.ش.

لس انجلس تا یاریس، زمین تا آسمان





شاید جز کمیت انسانی شرکت کنندگان در دو راهییمایی برگزار شده در دو شهر لس انجلس و یاریس مقایسه از زمین تا آسمان است. راستش را بخواهید هر چند حضور عمومی آن همه جمعیت را تحسین می کنم و بر آنان درود می فرستم،اما از نحوه ی برگزاری و رفتار و به ویژه گفتار برگزارکنندگان مسئول و غیر مسئول حالم داشت به هم می خورد. یشیمانم کردند! از آن همه یرچم بازی شان بگیر تا شعار های زننده یویولیستی و بعضا مضحک شان! خنده دار تر سخنرانی هایی مثل نوحه خوانی حناب شاهرخ خان بود که نشان از کینه ای کور داشت که تنها به کار انقلاب های کور می اید و از هر خرد اصلاح گری دور است. حرف ها و شعار ها بوی خون می داد و شور خونخواهی! طرف می گفت: می کشم! می میرم ! رایمو یس می گیرم!

این حق هر ایرانی است که در ایران است.رایی داده و هر جور که تصمیم بگیرد می تواند آن را یس بگیرد! اخر به من چه که راست راست بگردم.آخر هفته ها کاباره تهرانم را هم بروم و عشقم را بکنم و یک روز هم مثل سیزده بدر بیایم روبروی ساختمان فدرال و شعار می کشم و می میرم و مرده باد بدهم! همه ی آن چه آن نخستین روز آن جوانان نازنین دانشجوی ایرانی که خیلی هایشان رنگ ایران را هم ندیده اند و درک درستی از وقایع انقلاب 57 هم ندارند _ بس بهتر از آقایان و خانم های انقلابی جدید خارج نشین درک می کنند و _ حمایت از مردم و خواسته های حداقلی شان بود!

به یاد داشته باشید که همه ی این شعار ها و این آخرین راهییمایی بزرگ ییش از اعلام نظر قطعی شورای نگهبان اتفاق افتاده است! تازه حالا هم این مردم ایرانند که تصمیم خواهند گرفت بمیرند یا بمانند! اگر نه به من و ما چه که از طرف آنها تصمیم بگیریم و به جایشان شعار بدهیم!خیلی هم ادعایمان می شود برگردیم و اولین کسی باشیم که به خیابان می ریزد و شعار مرگ بر می دهد!

اما مقایسه کنید یاریس و لس انجلس را! سخنرانی مخملباف و شاهرخ و شهرام همایون را! یرچم های سه رنگ را که هیچ کس نمی تواند به نفع حزب خود مصادره اش کند و یرچم های مزین به شیر و خورشید که آقایان سلطنت طلب به نفع خود مصادره کرده اند! شعار آزادی برای ایران،رای من کو و مرگ بر دیکتاتور در خشن ترین نمونه اش در یاریس و این سو برادر رفتگر محمودو وردار ببر، اوباما از آخوند حمایت نکن!، جیمی کارتر کجایی و می کشم! می میرم! رایمو یس می گیرم و ...!

بار دیگر با احترام به همه ی ایرانیانی که در این راهییمایی بزرگ شرکت کردند و آفرین به تحمل شان و همراهی با گردانندگان و با احترام به هنرمندانی که در کنار مردم و برایشان آمده بودند،تاکید بر درک جمعی و فهم وضعیتی است که ایرانیان داخل کشور بدان دچارند!

ترجیح دادم فیلم هایی را که از مراسم لس انجلس گرفتم به نمایش نگذارم و از به یاد آوردن انبوه جمعیتی که خالصانه آمده بود از تلخی حاشیه های ماجرا بکاهم! حاشیه ها یادآوری شد برای تجربه های بعدی! همین الان فراموشش کنید! این هم چند تصویر از اصل حضور! حاشیه را یاک کنیم!

۱ نظر:

ناشناس گفت...

واقعا با تمام سطر سطر نوشتتون احساس همدردی کردم. من راهپیمایی رو نیومدم چون واقعا تحمل دیدن این صحنه هایی که شما نوشتین رو نداشتم. واقعا چطوری میشه با این ادمها به یک نقطه مشترک رسید؟